توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی

پایگاه اینترنتی توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی مکانی برای فعالان صنعت گردشگری و اصناف وابسته

توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی

پایگاه اینترنتی توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی مکانی برای فعالان صنعت گردشگری و اصناف وابسته

توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی
پایگاه اینترنتی توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی مکانی برای فعالان صنعت گردشگری و مدیران کارآمد می باشد، جایی که به شما کاربران گرامی اطلاع رسانی شود در بخش های هتلداری، ایرانگردی، جهانگردی، مدیریت و صنایع وابسته از جمله آشپزی، قنادی و مهارت های زندگی که شما را یاری دهد.
پایگاه اینترنتی توسعه گردشگری ایرانگردی و جهانگردی که متعلق به گروه مهرشادگلابچی می باشد برای یاری دانشجویان گردشگری و هتلداری و اصناف وابسته در بخش تحقیقات دانشجویی دانشجویان این مرز و بوم را یاری می دهد، از جمله خدمات دیگری که این گروه ارائه می دهد طراحی وب سایت برای ارگان ها، شرکت های دولتی و خصوصی می باشد و پشتیبانی سایت، محتوا سازی، سئو، بازاریابی اینترنتی، تبلیغات اینترنتی، کمپین تبلیغاتی از فعالیت های این مجموعه می باشد.
نویسندگان

نام کرمان از نام یکی از ده شاخه اصلی پارسیان که به جنوب ایران آمدند گرفته شده‌است. شاخه‌های اصلی پارسیان اینها بودند:

پاسارگادی، مارافی، کرمانی، ماسپی، پانتیالی، دِروسی، دایی، مَردی، دروپیکی و ساگارتی.

کرمان در زمان هخامنشیان بخش عظیمی از شَهر (ساتراپی) فارس به شمار می‌رفت. از شهرهای کهن این سامان سیرجان (شیرگان باستان)، بردسیر، بافت (تپه یحی) (به اردشیر باستان)، گُواشیر (کرمان امروزی)، فهرج (پهره باستان) و ارگ بم، نرماشیر، راین و جیرفتاست.

آقامحمد خان قاجار، تعدادی از مردم آن را کور کرد. وی یک هزار تن از جوانان تنومند این استان را به سرکردگی مرتضی‌قلی‌خان کرمانی به تهران فرستاد و پس از آن به میاندوآب و سراب و برخی نقاط دیگر آذربایجان تبعید کرد. این کرمانیان پس از چند نسل در جمعیت این شهرها حل شدند ولی در میاندوآب تا مدتی پیش محله‌هایی به نام محله کرمانی‌ها، سیرجانی‌ها، زرند، راه‌بُر و لک‌ها وجود داشت. قلعه دخترو قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در شرق شهر کنونی کرمان، که هنوز خرابه‌های آنها برجاست، گواه بر این است که لااقل در زماناردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است. مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پس از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است. در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید(پادشاه مغلوب شدهٔ بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت. بنا بنوشته‌های مورخ کلدانی و کاهن معبد مردوک در سالهای ۵۳۹ -۵۳۸ –که کتب او از منابع مهم تاریخ زمان کورش است – کرمان از ولایات تابعه کوروش بوده و محلی مطمئن برای او بشمار می‌رفته‌است. در عصر داریوش کبیر نام کرمان جزء ولایات تابعه هخامنشی آمده‌است و در کتیبه بنای شوش کلمه‌ای مشاهده می‌شود که نام چوب درختی بوده‌است که برای استحکام بنای ساختمانها (شاید همان کاخ) به کار می‌رفته و محل تهیه این چوب کرمان ذکر شده‌است. در این مورد داریوش می‌گوید «چوب بیش مکن از گنداره(پیشاور) و کرمان حمل شود»در متن کتیبه‌ای که از شاپور اول ساسانی – در اطراف کعبه زرتشت در نقش رستم فارس – بدست آمده‌است، شاپور دربارهقلمرو خود چنین می‌نویسد: منم خداوندگار مزداپرست شاپور شاهنشاه ایرانیان وغیر ایرانیان. امارات و ولایات امپراتوری ایران اینها هستند: پارس، پارت، خوزستان، میشان، آشور، آذیان، عربستان، آذرآبادگان(آذربایجان)، ارمینیا،(ارمنستان)، سسیگان، کرمان وسیستان. در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان بصورت بخشی از ایران بر می‌خوریم هرودت گوید:پارسیها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادر نشین تقسیم شده‌اند شش طائفه اولی عبارتند از: مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان در خصوص گرمانیان تصور می‌رود همان کرمانیان باشند. در کتیبه‌های هخامنشی ظاهراً مقصود از کلمه کارمانیا همان کرمان است. در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان بصورت بخشی از ایران بر می‌خوریم هرودت گوید:پارسیها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادر نشین تقسیم شده‌اند شش طائفه اولی عبارتند از: مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان در خصوص گرمانیان تصور می‌رود همان کرمانیان باشند. در کتیبه‌های هخامنشی ظاهراً مقصود از کلمه کارمانیا همان کرمان است. مرحوم احمد علیخان وزیری (مؤلف کتاب جغرافیای کرمان) معتقد است که حدود ۴۳۰ سال قبل از اسلام – به هنگام فتح کرمان بدست اردشیر – این محل گواشیر نام داشته که مرکز ولایت کرمان بوده‌است. بخشی از خانه‌های مسکونی مردم فقیر در پای دامنه‌های این دو تپه و قلعه شکل یافته بوده و بعداً با گسترش تریجی شهر کرمان در جهت غرب توسعه یافته وبا توجه به توسعه ورونق اقتصادی در دوره‌های بعد از اسلام این شهر بتدریج نضج گرفته ورفته رفته بزرگتر شده تاجایی که وسعت آن به حدود دویست هکتار رسیده هم رسیده، با گذشت زمان وبه دلیل نا امنیمنطقه وحمله غارتگران ودزدان علاوه از حصارهای رفیعی که دور قلعه دختر وقلعه اردشیر کشیده شده بود گرداگرد شهر نیز حصاری بلند کشیده شد.

استان کرمان در جنوب شرقی فلات مرکزی و بین ۵۳ درجه و ۲۶ دقیقه تا ۵۹ درجه و ۲۹ دقیقه طول شرقی و ۲۵ درجه و ۵۵ دقیقه تا ۳۲ درجه عرض شمالی قرار دارد. این استان از شمال به استان خراسان جنوبی ، از شرق به سیستان و بلوچستان ، از غرب به یزد و فارس و از جنوب به هرمزگان محدود می‌شود. مساحت استان معادل ۱۸۱۷۱۴ کیلومتر مربع می‌باشد و از این حیث دومین استان پهناور ایران است.  این استان درتقسیمات کشوری سابق ایران استان شماره ۸ کشور بود و هرمزگان و یزد را نیز شامل می‌شد.بیشترین جمعیت زرتشتیان ایران در کرمان زندگی می‌کنند و جشن سده کرمان در فهرست آیین‌های ملی ثبت شده‌است.

براساس آخرین تقسمات کشوری، استان کرمان دارای ۲۰ شهرستان، ۶۳ شهر، ۵۱ بخش و ۱۴۶ دهستان است. شهرستان‌های آن عبارت‌اند از: انار، بافت، شهرستان بردسیر، بم،جیرفت، رابر، راور، رفسنجان، رودبارجنوب، ریگان، زرند، سیرجان، شهربابک، عنبرآباد، فهرج، قلعه گنج، کرمان، کوهبنان، کهنوج، منوجان.

در برخی از سندهای تاریخی جغرافیایی این منطقه، کرمان، کارمانیا و کرمانی ذکر شده‌است. درقرن ۲۰ قالی بافی، صنعت عمده این کرمان را تشکیل می‌داده‌است. این صنعت به تدریج از شهر به روستاهای اطراف مانند ماهان، جوپار و چترود کشیده شد. امروزه شهرکرمان(مرکزاستان کرمان) به دلیل وجود معادن و کشاورزی توسعه چشمگیری یافته‌است. تا جاییکه با افزایش میزان شهرنشینی، هم اکنون به یکی از کلان شهرهای ایران مبدل شده و رفته رفته حق طبیعی خویش را باز یافته‌است و با سرعتی چشمگیر روند رو به پیشرفت را همچنان ادامه می‌دهد.

آناناسها و مرکبات و گلخانه‌های توت فرنگی '''جیرفت''' وباغ‌های پسته رفسنجان، نخلستان‌های '''بم'''، باغ‌های گردوی بافت، گوغر و رابر، همه از کشتگاه‌های بزرگ ایرانند. مس سرچشمه، کرومیت اسفندقه جیرفت، مس میدوک و خاتون آباد شهربابک، فروکروم بافت، مناطق آزاد سیرجان و بم و شهر کرمان هم از مناطق صنعتی این استان هستند. استان کرمان مهمترین تولید کننده مس در کشور است. جیرفت را بخاطر آب و هوای گرمسیری و آب فراوانش، هندوستان ایران و ارزوئیه را کالیفرنیای ایران نامیده‌اند. بافت را به دلیل ارتفاع زیاد آن از سطح دریا(سومین شهر مرتفع ایران) بام کویر ایران و سیبری جنوب می‌گویند. رابر را به دلیل آب و هوای خوش و مناظر طبیعی رامسر جنوب و بردسیر را مروارید کویر گفته‌اند. باستان شناسان ایران و جهان استان کرمان را به سبب دارا بودن آثار تاریخی ماقبل میلاد وبسیار تاریخی (که در برخی موارد قدیمی‌ترین آثار جهان محسوب می‌شوند)از جمله تمدن هلیل رود جیرفت،تپه یحیی بافت، تپه های بیدران بم و تل ابلیس و دژهای ساسانی کرمان گهواره تمدن نامیده‌اند. به دلیل تنوع زمین‌شناسی و فراوانی معدن، این استان را بهشت زمین شناسان و معدن کاران نیز گفته‌اند.

انار و سیرجان و رفسنجان و زرند و راور از بزرگترین منابع پسته در جهان می باشند پسته اکبری که مرغوب ترین پسته و بسیار بازار پسند میباشد محصول شهرستان انار است.مرغوب ترین خرما جهان و بزرگترین منابع خرما ایران در بم، می باشد. جیرفت از کانونهای فراوردن مرکباتدر ایران است. پسته، گردو، سیب درختی، عسل، زیره، گل محمدی و گلاب، خرما، مرکبات، محصولات جالیزی، پنبه و ذرت از سایر محصولات کشاورزی مهم استان کرمان می‌باشد. بیش از یک چهارم کل باغ‌های کشور دراستان کرمان قرار دارد.

صنایع دستی کرمان اوازه جهانی داردو عبارتند از پته دوزی، فرش و قالی کرمان ، منسوجات دستباف مانند ترمه، شال بافی. سوغات کرمان شامل زیره ، پسته ، گردو ،عطر و عرقیات بافت و بردسیر، گردوی بافت،گلاب بردسیر، خرما و مرکبات همچنین حنا، داروهای گیاهی، قاووت یا قوتو و شیرینی‌های خاصی مثل کلمپه، کماج سهن، حلوا، خرما ، حاج بادام و حاج پسته و مسقطی سیرجان.

  • شال کرمان در گذشته ارزش بسیار داشته‌است به گونه‌ای که در خانه‌های ایرانی آن را به عنوان کالای سرمایه‌ای نگاه داری می‌کرده‌اند و به گاه تنگدستی آن را گرو می‌گذاشتند. شاهان قاجار به جهت پاداش یک طاقه شال کرمان هدیه می‌دادند. ارزش شال کرمان به حدی بوده که قطعات کوچک آن را می‌کشیده و می‌فروختند. در دوره صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر از تولید آن حمایت زیادی شده به گونه‌ای که نوعی شال کرمان به بهشال امیری معروف می‌شود.